وزير بركنار شده نماينده خامنه اي در شورايعلي امنيت ميشود!

Mon, 2008-06-16 15:25 - دوشنبه، 27 خرداد، 1387

علي لاريجاني كه پس از مرگ احمد خميني بعنوان نماينده رهبري در شورابعالي امنيت تاكنون است, بعداز تصدي رياست مجلس هشتم طبق قانون اساسی به طور اتوماتیک و به واسطه جایگاه حقوقی اش عضو عضو شوراي عال امنيت و جایگزین حدادعادل می شود و بدین ترتیب ،‌ رهبر انقلاب می تواند فرد جدیدی به عنوان نماینده خود به این شورا معرفی کند و بر همین اساس از پور محمدی به عنوان جایگزین لاریجانی در این شورا یاد می شود.

گوشه از سوابق آخوند پورمحمدي
نام: مصطفي
نام خانوادگي: پورمحمدي
تاريخ و محل تولد: 1338, قم
تحصيلات: آخوند مدرسه حقاني قم
سوابق
1.دادستان انقلاب اسلامي خوزستان ، بندرعباس ، کرمانشاه و مشهد از سال 1358 لغايت 1365
2.دادستان انقلاب نظامي در مناطق غرب کشور سال 1365
3.معاون و جانشين وزير اطلاعات از سال 1366 تا 1378 كه در مقطع قتل عامها در سال 67 بعنوان نماينده ريشهري در اجراي قتل عامها شركت داتشت.
4. رئيس اطلاعات خارجي وزارت اطلاعات از سال 1369 تا 1378
5.بعنوان مشاور رياست دفتر و مديرگروه «سياسي – اجتماعي» دفتر مقام معظم رهبري از سال 1381 تا کنون از گردانندگان دفتر ويژهٌ اطلاعات و امنيت خامنه‌اي بوده است. اطلاعات و امنيت در دفتر خامنه اي با كد 101 تشكيلاتي با 19 معاونت است كه كد پرسنلي مصطفي پورمحمدي در اين سازمان 1223 است
6. عضو هيات مديره جامعه الزهرا(س) قم از سال 1366 تا کنون
7.عضو و رئيس هيات امناء مرکز اسناد انقلاب اسلامي از سال 1375 تا کنون
8.عضو هيات موسس حوزه علميه مسجد سليمان
9.استاد دانشگاه امام صادق (ع) از سال 1379 تا کنون (اين دانشگاه وابسته به ارگانهاي اطلاعاتي – امنيتي رژيم است)
سوابق جنايت و تروريستي
1.از عاملين قتل عامهاي سال 1367 : در نامه منتظري به سردژخيمان خميني در اوين در 24مرداد67 آمده خطاب به آقاي نيّري، قاضي شرع؛ اشراقي، دادستان؛ “رئيسي، معاون دادستان؛ پورمحمدي، نمايندهٌ اطلاعات در اوين؛ براي اجراي حكم امام: 24/5/67 …‌‌من مصلحت اسلام و انقلاب و كشور و حيثيت ولايت فقيه و حكومت اسلام را در‌نظر مي‌گيرم من قضاوت آيندگان و تاريخ را در نظر مي‌گيرم. اين‌گونه قتل‌عام بدون محاكمه، آن‌هم نسبت به زنداني و اسير، قطعاً در درازمدت به نفع آنهاست و دنيا ما را محكوم مي‌كند و آنان را بيشتر به مبارزهٌ مسلحانه تشويق مي‌كند. مبارزه با فكر و ايده از‌طريق كشتن غلط است…‌“ بنابراين پورمحمدي از اعضاي اصلي تيم قتل عام زندانيان سياسي در تابستان 1367 بوده است. آخوند پورمحمدي در جريان قتل عام سال 67 بعنوان نماينده وزارت اطلاعات و معاون آخوند ريشهري در جلسات كميسيون مرگ كه براساس فتواي خميني تشكيل مي شد. حضور داشته است.
2. سمت بعدي پورمحمدي قائم مقام وزارت اطلاعات در زمان فلاحيان و دري نجف آبادي بوده كه همزمان با رياست معاونت خارجي اين وزارتخانه را نيز برعهده داشته است. در اين سمت ترورهاي خارج از كشور را مستقيم هدايت و فرماندهي ميكرد. طراح اصلي اين ترورها پورمحمدي و اجراي آن زير نظر سعيد امامي بوده است
3.از عاملين اصلي قتل هاي زنجيره اي است:
-آخوند مصطفي پورمحمدي از فرماندهان اصلي قتل هاي پائيز 77 بوده و آدم كشان وزارت اطلاعات پس از قتل داريوش و پروانه فروهر تلفني او را در جريان كار قرار ميدهند. وي همچنين در جناياتي كه در دهه 70 منجر به قتل 120 تن از مخالفان و نويسندگان و روشنفكران شده دست داشته است
-در جريان قتل هاي زنجيره اي فاش شد كه «در اسفندماه سال1374 خانم متديني به‌نام اشرف‌السادات برقعي به‌طرز فجيعي در شهر قم به‌دست نااهلان در ذيل پروژهٌ "قتل‌عام‌درماني" به‌قتل رسيد. آن مرحومه همسر پسرعموي آقاي مصطفي پورمحمدي معاون وزير اطلاعات در زمان علي فلاحيان بود. ضمناً شوهر آن مرحومه، برادرخانم آقاي پورمحمدي است. محفليها پس از كشتن آن مرحومه با مواد خاصي گوشت دست‌وپاي او را مي‌سوزانند و با باز كردن شيرهاي گاز، منزل را آمادهٌ انفجار مي‌كنند». در اخبار بعدي تأكيد شده كه زير نظر مستقيم پورمحمدي در قم اين قتل صورت گرفته است.
4.مقابله با سيماي مقاومت و پارازيت روي آن: مقابله با سيماي مقاومت و پخش پارازيت روي آن مستقيماً زير نظر مصطفي پور محمدي در زمان فلاحيان بوده است.
5.گزارشي از يك فقره از جنايات پورمحمدي در سالهاي اول انقلاب در بندر عباس:
از اوايل سال 59 بدليل اخراج بيش از600 معلم در استان هرمزگان و بخصوص شهر بندرعباس که منجر به اعتصابات گسترده معلمان و دانش آموزان شد ، تنش هاي سياسي در سطح شهر بسيار بالا گرفت و بندرعباس حتي پيش ازبقيه شهرهاي ايران بنابه جو و بافت غير مذهبي به يکي از کانون هاي مخالفت با جمهوري اسلامي درآمد .با حمله سپاه و بسيج و عوامل حزب الله به اجتماع معلمان و دانش آموزان و دستگيري چند صد معلم و دانش آموز، ظاهرا از شدت و دامنه مخالفت ها عليه رژيم کاسته شد اماهمين اعتراضات صنفي دامنه دار که به مدت يکسال طول کشيد و تقريبا تمامي مدارس شهر را به تعطيلي کشاند ، گرايش شديد جوانان به گروه ها و سازمان هاي سياسي موجود را سبب شد.
اهميت شهر بندرعباس بعد ازشروع جنگ باعث شد تا خميني شخصا لاهوتي را براي کنترل اوضاع که بدنبال اعتراضات معلمان و دانش آموزان و کشته شدن يک حزب اللهي در درگيري ها ، از دست حکومت خارج شده بود، را به اين شهر بفرستد. بعد از ناکامي لاهوتي نوبت به ري شهري رسيد تا با بگير و ببند ها ، شهر را در کنترل خويش دربياورد. اما آتش زيرخاکستر بار ديگر شعله گرفت و به رويارويي نيروهاي سياسي با حکومت انحاميد و اينبار خميني پورمحمدي را با اختيارات تام بعنوان دادستان انقلاب به بندرعباس فرستاد وماشين کشتار پورمحمدي که جوانان و سياسيون بندرعباس و ديگر شهرهاي استان هرمزگان را به کام مرگ فرستاد آنچنان دهشتناک بود که خاطره تلخ آن سالها هنوز از ياد مردم و جان بدربردگان نرفته است . پورمحمدي حتي با بي شرمي دستور مي داد تا قبرهاي اعدام شدگان هر هفته با بولدزر صاف شود و اگر کاظم گورکن ، قبرکن معروف بندر نبود خانواده ها هيچگاه موفق به شناسايي گورهاي عزيزان خود نمي شدند.