قلب مسئله مشكلات در عراق, رژيم آخوندي

Thu, 2008-04-10 19:45 - پنجشنبه، 22 فروردين، 1387

واشنگتن پست 87.1.21: مقاله اي به قلم: ديويد ايگناتيوس در رابطه با گزارش پترائوس نوشت كه: زباني كه ديروز ژنرال پتريوس و سفير كراكر به‌كار بردند تا نقش ايران در عراق را توضيح دهند, شديد و گويا بود. آنها صحبت از “فعاليتهاي شريرانه” تهران , “نفوذ بدخيم” آن و اين‌كه چطور “بزرگترين تهديد دراز مدت نسبت به ثبات و پايداري” دولت بغداد را در بر دارد, كردند.
در جريان استشهاد سنا در مورد جنگ, اين ايران بود كه در قلب مسئله قرار داشت. در حالي كه القاعده در عراق در حال گريز است, تهديد ايران به علت وجودي, براي اين ماموريت و نيز تبييني در قبال كاستي‌هايمان تبديل شده است. علت گير كردن ما در باتلاق عراق و اين‌كه چرا نمي توانيم نيروهايمان را از اين كشور بيرون بكشيم ايران است. ملاهاي تهران در ميدان جنگ در عراق, مانند يك بل‌گير (در بازي بيس بال) عظيم الجثه نمايان هستند... از سوي ديگر, بطور اجتناب ناپذيري, موضوع مهار كردن ايران, موضوعي خواهد بود كه رييس جمهور بعدي آمريكا نيز نسبت به آن مبادرت خواهد كرد. آيا دولت بعدي مي تواند , دشمن بدنهادي را كه پتريوس و كراكر توصيف كردند, به معماري جديد در زمينه امنيت منطقه مبدل كنند؟ آيا آمريكا مي تواند بدون به وجود آمدن يك خلأ خطرناك كه سپاه پاسداران ايران و شبه نظاميان شيعي آن را پر كنند, نيروهاي خود را بيرون بكشد؟ چه كسي زنگوله را به گردن گربه ايران خواهد انداخت؟ اين سئوالي بود كه در پشت استشهاد ديروز نهفته بود. مقامات آمريكايي- حتي خبره‌ترين آنها همچون پتريوس و كراكر, گاهي به‌گونه‌يي صحبت مي كنند كه گويي موذيگري ايرانيان در عراق تحول جديدي است. در نقطه‌يي پتريوس گفت,“ در هفته هاي اخير, دست ايران در قضايا بسيار روشن بود”. اما اين امر سابقه اي طولاني دارد....ايرانيان, بازي سياسي را چيده‌اند. آنها در آن واحد در همه جا هستند. آنها با نخست وزير نوري مالكي و حزب الدعوه او ارتباط دارند. آنها به سازمان بدر مربوط به حكيم كه منبع اصلي عضوگيري ارتش عراق است پول مي‌رسانند. آنها براي افراطي‌ترين جناحهاي ارتش مهدي , كنترل و فرماندهي , آموزش و سلاح فراهم مي‌كنند. مقتدي صدر در واقع در شهر مقدس قم زندگي مي كند و از چيزي رنج مي برد كه به عقيده منابع اطلاعاتي نوعي افسردگي است...ايرانيان قادر بودند مشكلات اخير در بصره و بغداد را از طريق شماري از عوامل خود شروع كنند, آنگاه از طريق ساير عوامل خود, يك مذاكره آتش بس ترتيب دهند. خلاصه, آنها هر سازي كه در عراق بخواهند مي زنند. جنگ با ايران ايده بدي است. اما مقابله كردن با يك جنگ نيابتي عليه آن در عراق, جايي كه بسياري از متحدين اصلي ما توسط شبكه هاي نفوذي ايران به بازي گرفته مي شوند, شايد حتي بدتر هم باشد.... به هر رو, رييس جمهور بعدي آمريكا مجبور خواهد شد كه قدرت نظامي آمريكا و قدرت ديپلماتيك را در هم بياميزد تا هر دوي آنها را با موضوع ايران درگير كند و بدين طريق فعاليتهاي ايران را محدود نمايد. گفتگو ميان ايران و آمريكا , يك شرط ضروري براي ثبات آينده در خاورميانه است. اما يك معامله اشتباه , ناشي از مذاكره ميان يك آمريكاي ضعيف با ايران از خود راضي كه فكر مي كند بر روي موجي سوار است, يك فاجعه خواهد بود... ».