اگر سپاه پاسداران ترويست نيست، پس بفرمائيد كي هست؟
« والاستريت ژورنال ، 16 اكتبر - بهقلم بريت استيفنز – نوشت: در صبح 18ژوييه يك بمبگذار انتحاري يك ون را به داخل مركز 7طبقه فرهنگي يهوديان در بوئنوس آيرس كوبيد و باعث كشته شدن 85نفر گرديد و 151نفر ديگر را مجروح ساخت.
در ماه نوامبر گذشته قاضي آرژانتيني رودولفو كانيكوبا كورال (Rodolfo Canicoba Corral) حكم جلب بينالمللي 8نفر ايراني و يك لبناني را در ارتباط با اين بمبگذاري صادر كرد. در ميان اين 8نفر متهم علي اكبر ولايتي وزيرخارجه سابق ايران و سه نفر ديگر با يك نقطه مهم مشترك ديده ميشوند: همگيشان افسران ارشد سپاه پاسداران بوده يا ميباشند.
اين چيزيست كه هم سياستمداران دموكرات و هم سياستگذاران دولت بوش ممكن است در مناظرات داخليشان بترتيب در نظر بگيرند كه آيا آي.آر.جي.سي(سپاه) بايد رسماً بهعنوان سازماني تروريستي نامگذاري شود.
براي دولت كه اين مقوله را از حداقل ماه اوت در نظر دارد، يك نامگذاري تروريستي براي آي.آر.جي.سي (سپاه پاسداران) يك راه ديگر براي مجازات ايران بطوري يكجانبه ميباشد و اين درحاليست كه تلاشها براي ايجاد دور سومي از تحريمهاي بينالمللي در شوراي امنيت مللمتحد توقف خورده است. روسها، چين و برخي اروپاييها گفته شده كه بشدت مخالف اين حركت هستند كه بخش از آن به اين دليل است كه اكثر معاملاتشان در ايران از طريق شركتهايي است كه تحت كنترل سپاه پاسداران ميباشند.
براي دموكراتها، نيم كاملي از كنفرانس سنا - - شامل هيلاري كلينتون - - ماه گذشته به نفع يك اصلاحيه سمبليك براي نامگذاري آي.آر.جي.سي بهعنوان يك گروه تروريستي رأي داد گرچه كه متن اوليه اين اصلاحيه بعداً از ”مبارزه، مهار و عقب نشاندن فعاليتهاي خشونتبار و بيثبات كننده” ايران و دستنشاندگانش در عراق تغيير پيدا كرد شد.
سناتور كلينتون از رأيي كه داده بود دفاع كرد و آن را بهعنوان ”شيوهيي كه داراي نيش نسبت به ايران بوده و مؤثر باشد ياد كرد. اما بقيه طيف كانديداهاي دموكرات رياست جمهوري، خود را استثنا كردند غير از جان ادوارد، و اصرارورزيدند كه نميتوانند حتي يك اينچ به اين رئيس جمهور بدهند.
يقيناً مطالب زيادي هست كه راجع به عواقب در ليست گذاشتن سپاه پاسداران ميتوان صحبت كرد. اما واقعيت موارد مربوط به سپاه هم بطور جداگانه هم قابل بررسي هستند. بهدنبال بمبگذاري سال 1994 كه درست دو سال بعد از بمبگذاري در سفارت اسراييل در بوئنوس آيرس پيش آمد كه طي آن 22نفر كشته شدند، دولت كلينتون زمان زيادي طول نكشيد كه روي آنچه محتملترين مظنون بود انگشت گذاشت.
وارن كريستوفر وزيرخارجه وقت گفت ”من بسيار متأسفم و ناراحتم كه برخي از متحدين ما مسئوليت كامل ايران بخاطر حملات حزبالله در سراسر جهان را به رسميت نميشناسند”. همچنين مشخص شد كه دو حمله فوقالذكر توسط سفارت ايران در آرژانتين هماهنگ شده است. در سال 1998يك فراري ايراني به آمريكا بنام احمد رضايي تأييد كرد كه ”حمله به سفارت اسراييل در بوئنوس آيرس در تهران طراحي شده بود”.
وي افزود كه تصميم به حمله ازطرف آقاي رفسنجاني و دستياران ارشدش بنا به گزارشات در يك ملاقات در 14 اوت 1993 در شهر مشهد گرفته شده است و اينكه اين بمبگذاران در مأموريتي در لبنان براي انجام اين كار توسط آي.آر.جي.سي تعليم ديده بودند. آقاي رضايي بطور منحصر بفردي در موقعيتي بوده كه از اين واقعيات مطلع بود: پدرش سرلشگر محسن رضايي فرمانده آي.آر.جي.سي در آن زمان و رضايي جوانتر پدرش را تا لندن همراهي كردند تا شاهد آموزشهاي آنها باشد.
احمد رضايي از آن زمان بنا به گزارشاتي كه بوده به ايران بازگشته است گرچه اينكه وي اين بازگشت را داوطلبانه انجام داده و يا تحت فشار بوده روشن نيست. اما محسن رضايي در ميان 8نفري است كه دستگيريشان از طرف قاضي كورال در ارتباط با حمله 1994 تحت تعقيب ميباشد.
دومين افسر آي.آر.جي.سي درگير در حمله 1994 احمد رضا عسگري( با نام مستعار محسن رنجبران و اشتباه نشود با عليرضا عسگري فرمانده سابق آي.آر.جي.سي كه يا فراري بوده يا توسط سرويسهاي اطلاعات خارجي در سال گذشته در تركيه ربوده شده است).
بنا به گزارش نهايي، آرژانتين از اين بمبگذاري آقاي عسگري كه رسما دبيرسوم سفارت ايران تا عزيمت ناگهاني او از آرژانتين در اول ژوييه بود در ملاقات با آقاي رفسنجاني در 14 اوت سال 1993حضور داشته است. آقاي عسگري در اين گزارش بهعنوان مردي كه ”مسئول فعال ساختن شبكههاي زيرزميني ايرانيها در آرژانتين” ميباشد شناخته شده است”.
علاوه براينها، احمد وحيدي هست كه به نظارت بر اين عمليات از تهران كمك ميكرد.
بنا به گفته عليرضا جعفرزاده تحليلگر ايراني، آقاي وحيدي، لشكر لبنان وابسته به سپاه پاسداران آي.آر.جي.سي را در سالهاي 1980 بنيان گذاشت به اين معنا كه او مسئول حملهيي بود كه عليه پادگان تفنگداران آمريكا صورت گرفت كه طي آن 241نفر از سربازان آمريكايي كشته شدند.
او سپس بهعنوان اولين فرمانده آي.آر.جي.سي در نيروي قدس منصوب شد و “ بر عمليات فرامرزي نظارت داشت كه اروپا و آمريكاي جنوبي را شامل ميشود. در سال 2003 واشنگتن پست خبر داد كه نفر شماره دوِ بنلادن ايمان الظواهري از روابط يك دهه قديمي خودش با آقاي وحيدي فرمانده وقت نيروي قدس استفاده كرد تا يك مكان امن را براي برخي از رهبران القاعده كه در كوههاي تورا بوراي افغانستان از سال 2001 گيرافتاده بودند تهيه كند.
امروزه آقاي وحيدي معاون وزارت دفاع ايران است. آقاي رضاييِ بزرگتر در سال 2005 كانديداي رياست جمهوري شد اما در دقيقه آخر از دور انتخاباتي خارج شد تا راه را براي محمود احمدينژاد باز كند. تا اوايل سالجاري او دبير شوراي قدرتمند تشخيص مصلحت بوده است. ردپاي آقاي عسگري هنوز معلوم نيست گرچه چنين نامي بهعنوان نماينده ايران در 2002در كنفرانس ملل متحد در ژنو رو شد و در آنزمان وي بهعنوان دبيراول وزيرخارجه ايران در بخش امور اقتصاد بينالمللي معرفي گرديد. اينگونه است كه جمهوري اسلامي با تروريستها همچون ستارهها[all-stars و بهترينها ] رفتار ميكند.
اما در رابطه با آرژانتين بعد از حدود يك دوجين سال از تحقيقات و ادعاهاي فساد در سطوح بالا، پرزيدنت نستور كرشنر(Néstor Kirchner ) تهديدات ايران را مردود دانست و تهران را ماه گذشته در قبال مجمع عمومي مللمتحد تقبيح كرد…»
