پیامدهای انتخابات كنگره آمریكا و تأثیر آن بر سیاست های آینده جرج بوش

Mon, 2006-11-20 10:29 - دوشنبه، 29 آبان، 1385

مجله اكونومیست چاپ انگلستان، طی سلسله مقالاتی كه به پیامدهای انتخابات كنگره آمریكا و تأثیر آن بر سیاست های آینده جرج بوش اختصاص دارد، تشریح كرده است كه جدای از تغییرات صورت گرفته، در هرحال جاه طلبی های روز افزون رژیم ایران درصدر مسائل دولت جرج بوش قرار خواهد داشت و كاهش حضور آمریكا در عراق این كشور را تبدیل به جولانگاهی برای رژیم ایران و پناهگاهی برای تروریست ها خواهد نمود..
در یكی از این مقالات اكونومیست آمده است:
اگرچه جرج بوش در انتخابات نوامبر تضعیف شده است اما همچنان قدرت غالب چه در سیاست داخلی و چه سیاست خارجی باقی میماند. او طی مدت باقیمانده ریاست جمهوری یك فرصت نهایی دارد. فرصت و شانس اصلی جرج بوش خارج از كشور قرار دارد. طبق قانون اساسی آمریكا پیشبرد سیاست خارجی و دفاع تماماً در دست رئیس جمهور قرار دارد و نه كنگره. شاید عجیب باشد ولی میشود گفت كه او كمی آزادتر از قبل خواهد بود. او دیگر در مقابل دادگاه رأی گیری قرار ندارد و حتی تلاشی هم برای تضمین جایگاه معاون رئیس جمهوری برای دوره بعدی ریاست جمهوری نمی كند.
اكونومیست در مقاله دیگری نوشت:
....دو سال آخر بوش هرگز سال های خوشی نخواهد بود. كنگره در دست دمكراتها مشغول بررسی و پرسش و تحقیق در مورد خطاهای سال های اخیر خواهد بود. این بازپرسی ها بر روی عراق متمركز خواهند بود و این سؤالات را مطرح خواهند كرد: چرا اطلاعات قبل از جنگ خطا بود؟ چرا برنامه ریزی اشغال درست انجام نشد؟ و سؤالاتی نظیر آن
بوش با جایگزینی رامسفلد, مردی كه تبدیل به سمبل تمام خطاهای مرتكب شده در عراق شده است, پیام قوی فرستاد كه او از نارضایتی عمومی بر سر این موضوع آگاه است.
ما حصل آن چه میشود؟ تغییر قدرت در كنگره الزاماً به معنای تغییر دراماتیك در سیاست خارجی نمی شود. چرا كه قانون اساسی به كاخ سفید و نه كنگره مسئولیت امور خارجی را مى دهد و این چیزی است كه بوش با تمامی استخوان های بدنش برای دفاع از آن خواهد جنگید، بخشی بخاطر اینكه او به اهمیت قدرت رئیس جمهور اعتقاد دارد و بخشی بخاطر اینكه تصمیمهای سیاست خارجی نمی توانند مانند تصمیمات بودجه مدت ها بلاتكلیف بمانند. سیاست امنیت ملی با تأكید بر ارتقای آزادی. همچنان قابل اتكاترین راهنمای سیاست خارجی آمریكا خواهد بود.
اكونومیست افزود:
كنگره طبق قانون اساسی قدرت متوقف كردن بودجه جنگ را دارد, همانطور كه در سال 1974 در جنگ ویتنام اینكار را كردند. ولی دمكراتها آنقدر احمق نیستند كه آن اهرم را بكشند. آنها شاید هزینههای جاری را مقداری كاهش دهند, ولی قطع كامل بودجه باعث یك واگشت كامل میشود و این باعث میشود كه عراق به جای اینكه مشكل آقای بوش باشد به مشكل آنها تبدیل شود. دمكراتها بخوبی میدانند كه خودشان بشدت بر سر این موضوع شقه هستند. واقعیت این است كه تنها كسی كه میتواند مسیر سیاست خارجی آمریكا را تغییر دهد شخص جرج بوش میباشد. او همچنان به قرار دادن جنگ با تروریست در قلب سیاست خارجی خود ادامه خواهد داد. او كاملاً معتقد است كه حملات 11 سپتامبر 2001 منجر به یك آرایش جدید جهانی شده است. او به همین میزان نیز معتقد است كه تروریست ها در حال برنامه ریزی برای حمله به آمریكا هستند. انتخابات میاندوره ای اعتراضی به جنگ با تروریسم نبود بلكه اعتراض به پیشبرد جنگ عراق بود. این آن چیزی است كه اكثر آمریكاییان امروزه از آن ناراضی هستند.
اكونومیست در ادامه باعنوان آنچه كه تغییر نه خواهد كرد نوشت:
یكدندگی و پافشاری بوش در مورد عراق فقط بدلیل سیاست های بی محابای او نیست. جرج بوش نمیتواند مسیر را عوض كند بدون اینكه به خواهد مهمترین تصمیم ریاست جمهوری خود را پس بگیرید ـ یعنی تبدیل عراق به جبهه مركزی مبارزه با تروریسم. كاهش میزان حضور آمریكا در عراق, این كشور را تبدیل به جولانگاهی برای رژیم ایران و پناهگاهی برای تروریست ها میكند.
هركس كه حساب میكند كه ورود اكثریت دمكراتها به كنگره عمل نظامی ما بعد عراق را در دو سال آینده منتفی میكند امكان دارد با یك شوك مواجه شود. كاخ سفید همچنان قدرت استفاده از زور علیه چالش های پیش بینی نشده را دارد. هركس كه حساب میكند كه این تغییر علامتی بر كاهش حمایت آمریكا از اسراییل خواهد داشت نیز اشتباه میكند. دمكراتها تقریباً بهمان میزان جمهوری خواهان طرفدار اسراییل هستند. آمریكا نه تنها در كنار اسراییل درصورتی كه به حزب الله و حماس تهاجم كند خواهد ایستاد, بلكه همچنین اقدامات تنبیه آمیز علیه رژیم ایران درصورتی كه بیش از حد در كار این گروه ها دخالت كند اعمال خواهد كرد.
اكونومیست درباره موقعیت جرج بوش در عرصه سیاست خارجی نوشت:
جبهه ضد بوش در اروپا نیز بقدرت چند سال پیش نیست. ژاك شیراك درحال خارج شدن است, گرهارد شرودر با آنگلا مركل طرفدار روابط بین آتلانتیك جایگزین شده است. حتی چین و روسیه نیز كمتر در سیاست های وی كارشكنی می كنند. هر دوی این كشورها آمریكا را بر سر رژیم ایران پشتیبانی كرده اند.
به رغم اینكه دمكراتها ضربه قدرتمند را به بوش وارد آورده اند, بزرگترین مشكلاتی كه امروزه در مقابل جرج بوش قرار دارد دقیقاً همان های است كه تا قبل از انتخابات كنگره وجود داشت:
جاه طلبی های روز افزون رژیم ایران, دیكتاتوری غیر قابل پیش بینی كیم جونگ و بالاتر از همه مشكلات ادامه یابنده عراق.