مرگ اتمي - «در يك انفجار اتمي خوشبخت‌ترين افراد كساني هستند كه در لحظه انفجار كشته مي‌شوند» - حسن همتي

Wed, 2006-05-10 15:12 - چهارشنبه، 20 ارديبهشت، 1385

عواقب ماجراجوييهاي اتمي رژيم آخوندي فاجعه‌يي تلخ است كه گريبانگير نه تنها مردم ايران كه تمامي بشريت خواهد شد. اما متأسفانه ابعاد اين فاجعه ضد انساني- ضد ملي هنوز ناشناخته مانده است و آخوندها و حاميانشان كه در بزنگاهي حساس و سرنوشت‌ساز با دجالگري دم از ايران و غرورملي مي‌زنند، با سوءاستفاده از همين زواياي تاريك است كه به دجالگري خود ادامه مي‌دهند. و اين رذيلاترين سوءاستفاده از احساسات و عواطف ملي است. به همين دليل توجه به ابعاد مفروض فاجعه و روشنگري در اين باره مي‌تواند بسياري از وجدانهاي خفته را بيدار و وادار به اعتراض كند.
مقاله «مرگ اتمي» اولين نوشته از مجموعه‌ييست كه در اين راستا انتشار مي‌يابد. در اين سلسله مقالات به موضوع توليد بمب و جنگ‌آفزار‌هاي اتمي و عواقب آن پرداخته مي‌شود تا با مروري بر آن چه گذشت، ابعاد دهشتناك سياست خائنانه و ضد‌ملي آخوندها براي موجوديت ملت و ميهنمان هر چه بيشتر روشن گردد. همزمان از هموطنان عزيز و دوستداران ايران‌زمين تقاضا دارم كه با تهيه و نوشتن مقاله‌هايي ديگر در اين زمينه، وظيفة ملي خود را در قبال سياستهاي ضدملي و ضد‌انساني رژيم آخوندي انجام دهند.

طبق آخرين آمار منتشر شده در حال حاضر بيش از 70هزار كلاهك اتمي در جهان وجود دارد. قدرت تخريبي اين بمبها بعضاً چنان زياد است كه بمبهاي اتمي كه در هيروشيما و ناكازاكي منفجر شدند در مقابل آنها بيش از قدرت انفجاري يك چوب كبريت نيست.
معمولي‌ترين بمبهاي اتمي در حال حاضر قدرتي بيش از 200هزار برابر بمب هيروشيما دارند.
در اين مقاله آثار و عواقب انفجارهاي اتمي در سال 1945 در دو شهر هيروشيما و ناكازاكي را بررسي مي‌كنيم. قابل ذكر است كه ابعاد و عواقب بمبهاي اتمي موجود در جهان به‌علت ابعاد و تكنولوژي ساختشان بسي بيشتر از آن دو بمب است.

6 اوت 1945
«در يك انفجار اتمي خوشبخت‌ترين افراد كساني هستند كه در لحظه انفجار كشته مي‌شوند». اين جمله نتيجه سرنوشت دردناك دهها هزار زخمي دو انفجار هيروشيما و ناكازاكي است.
شب روز 5اوت 1945، هيچ‌يك از اهالي دوشهر هيروشيما و ناكازاكي نمي‌توانست تصور كند كه فردا صبح از شهرهاي زيبايشان جز تلي از آوار با بيش از صدها هزار كشته باقي نخواهد ماند. روزي كه ديگر حتي آب و خاك شهرشان نيز تا دهها سال حامل مرگ خواهند شد. آن هم نه مرگي ساده و بي درد بلكه مرگي پر درد و مشقت.
تا آن زمان هر دو شهر از بمبارانهاي هوايي تقريبا مصون باقي مانده بودند. همه تصور مي‌كردند كه به زودي ژاپن در جنگ تسليم خواهد شد. ارتش ژاپن طي سالهاي 1944 و 1945 متحمل ضربات كمر‌شكني از ارتش آمريكا شده بود.
سه ماه قبل از آن در 8 مه 1945 ارتش هيتلر تسليم شده و آمريكا تمامي قواي عظيم خود را به جنگ با ژاپن اختصاص داده بود. آمريكا شرايطي را براي تسليم بي‌قيد و شرط ارتش ژاپن مشخص كرده بود ولي دولت ژاپن آ‌ن‌را قبول نمي‌كرد.
همه جا صحبت از شرايط تسليم ژاپن بود. تصور عمومي در جهان اين بود كه جنگ آخرين روزهاي خود را مي‌گذراند. در آن زمان دولت و امپراتور ژاپن به دنبال تسليمي آبرومند بودند كه غرور ملي را جريحه‌دار نكند.
از ماهها قبل بعد از تسليم آلمان، نبرد«بلوك شرق و غرب»(1) براي تصاحب كشورهاي هر چه بيشتري شروع شده بود. اين‌بار شوروي بر سر سفره ژاپن حاضر بود تا سهم خود را دريافت كند و اين آمريكا را نگران مي‌ساخت.
نيمه شب 6 اوت هواپيماي بمب افكن بي-29-45-ام او (B-29-45-MO) به خلباني پاول تي بتس (Paul Tibbets) و يك تيم زبده پرواز از يكي از پايگاههاي نظامي آمريكا در جزيره تينيان (Tinian)كه 2500 كيلومتر تا هيروشيما فاصله داشت، بر‌خاست. اين پروازي بود كه تاريخ بشري را ورق زد.
بعد از 5ساعت پرواز، در ساعت هشت و پانزده دقيقه صبح روز ششم اوت 1945 اولين بمب‌اتمي با قدرت انفجاري 5/12 كيلو تن ماده انفجاري تي. ان. تي كه نامش را پسر كوچك گذاشته بودند از ارتفاع 600متري بر فراز شهر هيرو شيما افكنده شد و شهر هيروشيما را يكباره با خاك يكسان كرد. بمب داراي 10كيلوگرم اورانيوم غني شده235 بود. از اين مقدار تنها يك كيلوگرم در اثر واكنش زنجيره‌يي شكافتن اتمهايش توليد انرژي كرد و 9‌كيلوگرم ديگر عمل نكرد. ويرانيهاي به وجود آمده تنها در اثر شكافتن اتم 1كيلوگرم اورانيوم غني‌شده 235 بود.
در اثر تابش هسته‌يي مستقيم كه ناشي از نوترونها و تششعات گاما است تا فاصله يك‌كيلومتري از مركز انفجار همه چيز مي‌سوزد و افراد دورتر به خاطر تابش بيش از حد بر بدنشان دچار انواع سرطان نظير سرطان خون و استخوان و عوض شدن ساختار ژنتيكي مي‌شوند.
موج انفجار توفاني از آتش را با خود به همراه مي‌برد و تا شعاع 2كيلومتر همه چيز را صاف كرد.
تششعات هسته‌يي دورتر و غيرمستقيم راديو‌اكيتو به همراه جريان هوا تا صدها كيلومتر رفته و محيط را آلوده مي‌كند. و اين باعث كشتاري به مراتب بيشتر از زمان انفجار بمب طي دهها سال مي‌شود.
بعد از انفجار اتمي در هيروشيما، دولت ژاپن براي تسليم‌شدن هنوز مردد بود.
روز 8 اوت دولت شوروي به ژاپن درهم‌شكسته اعلام جنگ كرد.
در 9اوت، شهر ناكازاكي مورد حمله اتمي واقع شد. بمبي به قدرت تخريبي 22كيلو‌تن تي. ان. تي شهر را با خاك يكسان كرد. ماده داخل اين بمب پولوتونيوم 239 بود.
در لحظه انفجار هر دو بمب حرارتي بالغ به 6000درجه سانتيگراد ايجاد شد. گرماي انفجار همه چيز، حتي فولاد، را ذوب كرد و موج پرقدرت آن اماكن و حتي ساختمانهاي بزرگ را نظير قوطي كبريت از جا كنده و ويران مي‌كند و برق ناشي از انفجار تا فاصله چند كيلومتري چشمها را درجا كور كرد. 90درصد مناطق مسكوني در لحظه انفجار پودر شده و با خاك يكسان شدند. در شعاع يك كيلومتر اثري از هيچ موجود زنده باقي نماند. بدن انسانها درجا بخار شد و حداكثر سايه‌يي از آن بر محل ذوب شده باقي ماند.
در هيروشيما تا قبل از انفجار بين 300 تا 400هزار نفر زندگي مي‌كردند و در ناكازاكي حدود 300 هزار نفر.
در سال 1955، طبق آمار شهرداري هيروشيما، آمار كشته‌شدگان شهر هيروشيما و اطراف آن و كشته‌شدگان بعدي در اثر عواقب انفجار اتمي در مجموع تا آن سال بالغ بر 260000‌نفر مي‌شد و آمار مفقودين كه همان ذوب‌شدگان بودند بالغ بر 163.293نفر.
در شهر ناكازاكي در لحظه انفجار 70هزار انسان درجا كشته شدند. ولي طي ماهها و سالهاي بعد آمار كشته‌شدگان در اثر عواقب و تأثيرات انفجار اتمي به 270هزار نفر رسيد. كساني كه در اين دو انفجار زخمي شدند اغلب به مرور زمان در اثر ابتلا به سرطان و خونزيزي همراه با دردهاي وحشتناك جان باختند.
در لحظه انفجار ابتدا دما بسيار بالا مي‌رود و آسمان تاريك مي‌شود. باران سياه راديو اكتيو شروع به باريدن مي‌كند. لكه‌هاي سياه چسبناك‌ قيرگونه از آسمان فرو مي‌بارد و بر هر بدني كه مي‌نشست آن نقطه را به شدت مي سوزاند. در اثر نفوذ راديو اكتيو در بدن و تششعات آن، افراد آغشته شده به‌سرعت با وضعيت دلخراشي جان مي‌بازند. همه چيز به راديو آكتيو آلوده شده بود ولي مردم اين‌را نمي‌دانستند. حتي آب دريا نيز انباشته از راديو‌آكتيو بود. راديو‌آكتيو ناشي از انفجار اتمي هم‌چو هيولايي به آرامي انسانها را با مرگي دردناك به كام خود مي‌كشيد و آثار آن هنوز هم بعد از گذشت 65سال ادامه دارد. تا سالها كساني كه دورتر از مركز انفجاربودند دچار بيماريهاي ناشناخته مي‌شدند. بچه‌هاي ناقص‌العضو و هيولا‌گونه، افزايش بيماري سرطان خون، سرطان ريه و سرطان پوست و استخوان، ريزش دندانها و موها، تشنجات عصبي دردناك، ديوانگي، خارش وحشتناك، بي‌اشتهايي تا دم مرگ، استقراغ، اسهال، تب، از بين رفتن گلبولهاي سفيد خون و انواع واقسام بيماريهاي ديگر حاصل كشتار هيولاي راديو آكتيو بود. هيولايي نامرئي ولي خونخوار و بيرحم كه ساخته دست خود بشر بود. اكثر كساني كه كشته شدند كساني بودند كه بعد از انفجار در اثر عواقب آن مردند. مرگ آنها چنان دردناك بود كه بر مرگ كشته‌شدگان حسرت مي‌خوردند و آرزو مي‌كردند اي كاش در همان لحظه انفجار كشته شده بودند.
بسياري از كشته‌شدگان هيچ‌وقت شناسايي نشدند. كساني كه از آنها حتي نشاني يا تكه استخواني بر جاي نمانده بود.

دكتر سازاكي تنها پزشك سالم شهر هيرشيما مشاهدات خود را چنين بيان مي‌كند:
«تمامي بيمارستانها و اماكن درماني يا كاملاً نابود شده يا نيمه ويران بودند. كادر پزشكي و درماني شهر نيز اكثراً كشته يا زخمي بودند و نياز به درمان داشتند. تقريباً اكثر زخميها بدون هيچ‌گونه رسيدگي پزشكي بودند و به همين خاطر در همان روزهاي اول جان باختند. همه چيز آلوده بود اما اين‌را مردم نمي‌دانستند. چون راديو اكتيو قابل ديدن نبود. آبي كه مي‌خوردند آلوده بود و آنها را يك گام به مرگ نزديكتر مي‌كرد. از 150پزشك شهر 65نفر درجا كشته شده بودند. در مركز صليب سرخ از 200پرستار فقط 10نفر مي‌توانستند كار كنند و بقيه يا كشته شده يا خود زخمي بودند. من فقط به زخميهاي حاد رسيدگي مي كردم. اكثرا به شدت سوخته بودند و دردهاي وحشتناك داشتند ولي ما چيزي نداشتيم به آنها بدهيم تا دردشان تسكين يابد. زماني نگذشت كه نه تنها بيمارستان بلكه حياط و خيابانهاي اطراف آن نيز از زخميها انباشته شد. بسياري استفراغ مي‌كردند. دهها هزار زخمي وجود داشت كه حالشان بسيار بد بود. كسي نمي‌توانست به آنها كمك كند. من ديگر با متدهاي پزشكي كار نمي‌كردم. دريايي از گوشت سوخته انساني بدون هيچ‌گونه پوستي در جلو چشمانم بود. آنها درد و خونريزي داشتند. كودكان آواره و زخمي و سراپايشان پر از سوختگي بود و شيون مي‌كردند و آغوش مادرشان را طلب مي‌كردند ولي پاسخي مهربانانه مادري در كار نبود و آغوشي به رويشان باز نمي‌شد. والدين آنها يا مرده بودند و يا مجروح در گوشه‌يي افتاده بودند. كسي نمي‌توانست به آنها كمك كند ...»
يكي ديگر از قربانيان چنين مي‌گويد: در زمان انفجار من درفاصله زيادي از مركز انفجار در يك معبد قرار داشتم . ابتدا نور شديدي زده شد و همه شيشه‌ها شكستند و بعد صداي وحشتناكي آمد و هوا به شدت گرم شد. سپس توفاني درگرفت همراه آتش كه خانه‌ها را مثل پري از جا مي‌كند و همه چيز را نابود مي‌ساخت. سپس همه جا تاريك شد و باران سياه باريدن گرفت. لكه‌هاي سياه به هر جاي بدن مي‌چسبيدند آن‌جا را مي‌سوزا ندند. و بعد هوا به شدت سرد شد. مردم اطلاعي از بمب اتمي نداشتند براي همين كساني كه زنده ماندند اقدامي براي جلوگيري از آلوده نشدن نمي‌كردند. روزها طول كشيد تا ما توانستيم كمك دريافت كنيم و بسياري در اين بين مردند».
در پي انفجار ناكازاكي امپراتور ژاپن در 15اوت 1945 تسليم بي قيد شرط ژاپن را به ارتش آمريكا اعلام كرد.

پانويس:
1- بعد از پايان جنگ جهاني دوم جهان قطب‌بندي شد. بلوك شرق كشورهايي را تشكيل مي‌دادند كه حول محور شوروي سابق تشكيل يك جبهه را مي‌دادند و كشورهاي اروپاي غربي و متحدين آمريكا تشكيل بلوك غرب را دادند. هر بلوك در پي تضعيف آن ديگري بود.

مسئوليت مقالات و گزارشات بعهده نويسنده مي باشد.