فنآوري هسته يي در دست رژيم نه يک پيشرفت – بل يک فاجعه ملي ( نصرالله اسماعيل زاده)
رابطه رژيم آخوندها با کلمه ملي، ايران و ايرانيت هم چون جن و بسمالله است. اما، اکنون که بر اثر افشاگريهاي مجاهدين و شوراي ملي مقاومت، مخفيکاريهاي 20ساله هستهيياش رو شده و پروندهاش به شوراي امنيت ارجاع شده و در برابر فشارهاي جامعه جهاني قرار گرفته است، به کلمه ملي، آويخته و از اهميت تکنولوزي و فنآوري هستهيي دم ميزند. و با وقاحت آخوندي، دستيابي به فناوري هستهيي را يک جهش و پيشرفت براي مردم و مملکت ميداند.
البته دم خروس اين دجالگري از زير دعاوي آخوندها به راحتي قابل رؤيت است. همانطور که بارها و از طرق مختلف، به اطلاع مردم رسانده شده، استفاده صلحآميز از انرژي هستهيي براي؛ امور پزشکي، کشاورزي، صنعت و تحقيقات علمي، نيازي به غنيسازي اورانيوم و راکتور قدرت(توليد صنعتي برق) ندارد. براي استفاده در اين موارد، از چشمه راديو اکتيو و محلولهاي راديو اکتيو استفاده ميشود. منبع راديو اکتيو و محلولهاي راديو اکتيو را، تعدادي از کشورها توليد ميکنند و محدوديتي براي فروش آنها به کشورهاي ديگر وجود ندارد. مضافاً اين که اين چشمهها در راکتورهاي تحقيقاتي و شتابدهندهها نيز قابل توليد هستند. راکتور تحقيقاتي و شتابدهنده براي اين منظور قبلاً در ايران وجود داشته است. و براي کاربردهاي صلحآميز از جمله تحقيقات علميو کارهاي پزشکي محدوديتي جهت فروش وجود ندارد. اما همچنان كه ميدانيد، رژيم به دنبال سلاح هستهيي و جنگطلبي و جنگافروزي براي تضمين بقاي خود ميباشد و پاسدار هزار تير براي سرکوب بيشتر مردم و جنگافروزي به صحنه آورده شده است. سياستي که به طور مضاعف براي مردم ايران خسارات و ويراني بهبار ميآورد.
حال سؤال اين است كه آيا تلاشهاي آخوندها براي تبديل شدن به يك قدرت هستهيي گامي در راستاي منافع ملي است؟ قبل از پاسخ به اين سؤال بايد پرسيد كه آيا انرژي هستهيي و فنآوري آن، کليد و سکويپرش براي رسيدن به تواناييهاي علمي، فني و رفاهي يک کشور است؟
براي روشن شدن بهتر مطلب، ليست کشورهايي که از انرژي هستهيي براي توليد انرژي الکتريکي و يا نظامياستفاده ميکنند را مرور ميکنيم. 31کشور در جهان از راکتورهاي قدرت براي توليد برق استفاده ميکنند. از اين کشورها فقط 14کشور غنيسازي را خودشان انجام ميدهند.
كه کشورهايي چون پاکستان، کره شمالي و روسيه از آن جملهاند. همچنين نام 7 کشور صنعتي بزرگ (به غير از ايتاليا) را در ليست ميبينيم. علاوه بر اينها سوئد، اسپانيا، هندوستان و ... در اين ليست وجود دارند.
اکنون 3 کشور پاکستان، کره شمالي و روسيه را مورد توجه قرار ميدهيم،
پاکستان
ميدانيم که کشور پاکستان انرژي هستهيي را در دو زمينه نظامي و غيرنظامي مورد استفاده قرار داده است . اين کشور به اندازه قابلتوجهي در اين زمينه در طول بيش از دودهه تجربه اندوخته و تجربيات خود را به کشورهاي ليبي و رژيم آخوندها نيز فروخته است و با کره شمالي نيز تجربيات خود را در مقابل تجربيات موشکي آنها مبادله نموده است.
اکنون سؤال اين است که اين فنآوري چه کمکي به پيشرفت اين کشور نموده است؟ آيا اين کشور در جرگه کشورهاي صنعتي قرار گرفته است؟ آيا صنايع سنگين در آن کشور پيشرفت نموده است؟ آيا در بخش صنايع نيمههادي و الکترونيک و مدارهاي ميکروپروسسورها، پيشرفتي داشته است؟ آيا درآمد سرانه ملي آنها جهش نموده است؟ آيا فقر در آن کشور کاهش يافته است؟ اين فنآوري چه نقشي در بالا رفتن سطح عموميدانش علميو فني در پاکستان ايفا نموده است؟
فکر ميکنم آنقدر پاسخ سؤال روشن است که توضيحي را نميطلبد.
آنچه که در رابطه با پاکستان ميتوان به وضوح ديد عرضه نيروي کار فراوان ارزان براي توليدهاي بسيار ساده و مصرفي ميباشد.
کره شمالي
نمونه دوم کره شمالي ميباشد. ميدانيم که کره شمالي نيز از کشورهايي است که به دانش و فنآوري هستهيي و غنيسازي اورانيوم مجهز شده است. اين کشور در ساخت موشکهاي ميانبرد و دوربرد تجربياتي اندوخته و به پاکستان و رژيم آخوندي نيز محصولات و تجربياتش را فروخته است.
اما با وجود چنين فنآوري، بايد پرسيد كه چه نشانهيي از پيشرفت و رفاه اجتماعي در اين كشور ديده ميشود؟ آيا جز ساخت موشک و کلاهکهاي مربوطه و صنعت بمب هستهيي پيشرفت مشخصي داشته است؟ اگر چه برخي تخصصها و کارهاي مهندسي هستهيي با پيچيدگي خاصي. وجود دارند، اما چه کمکي در زمينههاي علمي و فني ديگر رشتهها بوده است؟ اين کشور چه پيشرفتي در زمينههاي اقتصادي و اجتماعي بهدست آورده است؟ تا بهحال خود کره شمالي پيشرفتي را ارائه نداده است؟ حتي در زمينه کشاورزي و تأمين مواد غذايي نيز نمونهيي را معرفي نکرده است.
روسيه
روسيه درحال حاضر تداعيکننده يك قدرت بزرگ هستهيي و دارنده تسليحات نظامي است. کشورهايي که در اتحاد شوروي سابق بودند، عمدتاً از فنآوري هستهيي به طور همهجانبه برخوردار بودند و صنايعشان شامل تسليحات نظاميو ماهوارههاي نظامي است که به جهان عرضه گرديده است. صادرات سلاح و حتي انتقال اين فنون به کشورهاي ديگر نيز به رفاه اقتصادي مردم در آن کشورها منجر نگرديده است.
در ادامه مروري کوتاه بر کشورهاي؛ ژاپن، کانادا، آلمان و ايتاليا از «گروه 7کشور بزرگ صنعتي» و سوئد، که از انرژي هستهيي براي توليد برق استفاده ميکنند، خواهيم داشت.
ژاپن:
ژاپن يکي از کشورهايي است که بهشدت بهانرژي نياز دارد و بايد نفت و گاز وارد کند. در عين حال، اين كشور به غنيسازي اورانيوم ميپردازد و از راکتورهاي قدرتمند براي توليد انرژي استفاده ميکند.
از خواننده گرامي ميپرسم، آيا تا بهحال ميدانستيد که ژاپن از انرژي هستهيي براي توليد برق استفاده ميکرده است؟ و اگر ميدانستيد، آيا با بردن نام ژاپن، پيشرفتهاي علميو صنعتي ژاپن يا توانايي در فنآوري هستهيي آنها در ذهن شما متبادر ميشود؟ نويسنده که به چنين نمونههايي برخورد نکرده است، چون انرژي هستهيي و فنآوري آن، چنين نقشي را ندارد. اما. در مقابل از هر فردي در رابطه با صنايع ژاپن سؤال شود؛ بلادرنگ صنعت خودروسازي، فنآوري پيشرفته الکترونيک، مدارهاي الکترونيک، کامپيوتر، فنآوري تلفن و ارتباطات، توليد ماشينآلات سنگين، توليد مواد جديد، صنايع شيشه و دوربين و ... در ذهن فرد متبادر ميشود. چرا چنين شده است؟ زيرا محصولات آن کشور – که برخي از آنها نام برده شد- در نقاط مختلف جهان در کاربردهاي مختلف مورد استفاده است و مردم يا مستقيماً هر روز با آن سرو کار دارند– مانند وسايل شخصي و خانگي – و يا در سر کار خود و يا در هنگام عبور از خيابانها، خودروها، صنايع سنگين و محصولات پيشرفته توليدي ژاپن را مشاهده ميکنند.
آيا واقعاً انرژي هستهيي، سکوي پرش صنعتي ژاپن بوده است؟
کانادا
کانادا يکي از کشورهاي صنعتي و جزء گروه 7کشور بزرگ صنعتي ميباشد، اما، پيشرفت صنعتي اين کشور از غنيسازي اورانيوم و پلوتونيوم و داشتن راکتورهاي توليد برق حاصل نشده است. بلکه برعکس همانند ديگر کشورها، تواناييهاي صنعتي پايهيي اين کشور در خدمت غنيسازي و ساختن راکتورهايش قرار داشته است. کانادا با جمعيت کم خود يکي از کشورهاي پيشرفته صنعتي با رفاه اقتصادي بالا ميباشد. پيشرفت اين کشور مرهون تحقيقات علميو توليدات صنعتي و الکترونيک خودش ميباشد.
آلمان
آلمان يکي ديگر از 7کشور پيشرفته صنعتي ميباشد. اين کشور خود سازنده راکتور است. اين کشور درسال 2000 معادل 180هزار مگاوات برق از راکتورهايش دريافت ميکرده است. اما، طبق برنامهيي که در دست اجرا دارد تا سال 2010 معادل 80هزار مگاوات از راکتورهاي خود را تعطيل ميکند. و تا سال 2020 معادل فقط 15هزار مگاوات راکتور در حال کار خواهد داشت. همانطور که د رمورد ژاپن و کانادا گفته شد، نام آلمان نيز تداعي کننده تواناييهاي آلمان در انرژي هستهيي نيست. بلکه، با نام آلمان تواناييهاي علميو فني و توليدات آن کشور در ذهن متبادر ميشود.
اکنون نگاهي کوتاه به کشور ايتاليا که اصلاً از انرژي هستهيي براي توليد برق استفاده نميکند، خواهيم داشت.
کشور ايتاليا
يکي از 7کشور صنعتي جهان است که نه عضو کلوپ توليد کننده سلاحهاي هستهيي است، نه غنيسازي اورانيوم دارد و نه از راکتور هستهيي براي توليد برق استفاده ميکند. اين درحالي است که براي تأمين انرژي خود بايد سوخت فسيلي و گاز طبيعي را وارد نمايد.
اکنون بايد از آنان که در حمايت از پروژه هستهيي رژيم آخوندها، دسترسي به فنآوري هستهيي را يک پيشرفت بسيار بزرگ علمي و يک صنعت ملي براي ايران بر ميشمارند، پرسيد که آيا ايتاليا که غنيسازي و راکتور توليدانرژي ندارد، کشوري عقبمانده است؟ آيا ايتاليا از کاربرد صلحآميز رژيم هستهيي محروم است؟ آيا ايتاليا پيشرفتهاي علميو فني ندارد؟ آيا تحقيقاتش تعطيل شده است؟
کشور سوئد
سوئد يکي ديگر از کشورهايي است که صنايع سنگينش در اقصي نقاط جهان مورد استفاده است، توليداتش در بخشهاي؛ ارتباطات، داروسازي، فنآوري ودانش اطلاعرساني و صنايع اتوموبيلسازي سرآمد ميباشد. صنايع مختلف اين کشور در جهان شهره است، اما، هيچيک از آنها به دليل آن نبوده و نيست که از راکتور هستهيي براي توليد انرژي استفاده ميکند. شايان يادآوري است که اين کشور خود سازنده يک نوع راکتور بوده، ولي توانايي سوئد در صنايع سنگين و خودروسازي به دليل آن نبوده است که در مورد ساخت راکتور تحقيقات داشته است، بر عکس از دانش و فنآوري خود در صنايع ديگر در ساخت راکتور بهره جسته است. شايان يادآوري است که سوئد يکي از چهار راکتورش را تعطيل نموده است وبقيه را نيز به تدريج تعطيل ميکند.
اين کشور يکي از کشورهايي است که در کشفيات و اختراعات از رشد خوبي برخوردار است و برخي اختراعات آنها در سراسر جهان کاربرد دارد. با اين وجود، آنها ساليانه بودجه بالايي را به تحقيقات اختصاص ميدهند و به موازات آن، با ايجاد شرايط مناسب براي محققان، با تشويق و حمايت اقتصادي از آنها، کوشش ميکنند تا محققان به تحقيقات خويش ادامه دهند و در سوئد باقي بمانند.
فنآوري غنيسازي و راکتورهاي هستهيي چه مواردي را در بر ميگيرد؟
اگر بخواهيم تصويري كلي از تواناييهاي علميو فني دراين زمينه ارائه دهيم، بايد گفت که مبناي علمي- دانش فيزيک هستهيي- و کليت مهندسي هستهيي يک موضوع شناخته شده است. در غنيسازي و ساخت راکتور و کلاهک هستهيي؛ صنايع سنگين، ماشين آلات و ابزارهاي دقيق و پيشرفته، سيستمهاي الکتريکي و الکترونيکي پيشرفته با ضريب اطمينان بالا، دستگاههاي سنجش پرتوهاي راديواکتيو، مواد و آلياژهاي ويژهيي که براي ساخت قسمت بمب، فنوني که براي ساخت کلاهک لازم است، کورههاي حرارتي، پرسهاي گرم ايزواستاتيک و دستگاههايي از اين قبيل به کار گرفته ميشوند . بيشترين اين وسايل و دستگاهها را رژيم وارد ميکند. در واقع استفاده از آنها را فرا ميگيرند تا با آنها بتوانند قطعههايي را با دقتهاي لازم ميکرومتري و نانو متري توليد نمايند.
با توضيححات فوق روشن ميشود که اصولاً برخورداري از دانش و فنآوري هستهيي؛ هيچ صنعتي را به جز صنايع سلاح موشکي و بمب هستهيي، گسترش نميدهد. از غنيسازي، ساخت راکتور و کلاهکهاي هستهيي هيچ توليد صنعتي جديدي حاصل نميشود. بلکه بر عکس، صنايع ديگر را بايد در خدمت ساخت راکتورتوليد انرژي و سلاح هستهيي قرار داد.
بنابراين مشاهده ميکنيم که لاف زدن رژيم از انرژي هستهيي به عنوان يک صنعت و پيشرفت ملي و سکويي براي پيشرفت کشور تا کجا بيپايه و دروغي بزرگ است!
رژيم آخوندي دشمن ايران و مردم ايران.
رژيم ولايتفقيه در نقش بزرگترين دشمن ايراني و ايرانيت، هر آن چه در زمينه رفاه اجتماعي عام مردم بوده است را درخدمت اهداف شيطاني و ضدانسانياش قرار داده است.
اين رژيم دانشگاهها را بيش از دوسال تعطيل کرد و پس از آن نيز 40درصد از آن را در اختيار پاسداران و نيروهاي سرکوبگر قرار داد. حوزه را به دانشگاهها آورد و کوشيد وهنوز هم ميکوشد که حوزه آخوندي را به دانشگاهها بياورد. مذبوحانه ميکوشد تا دانشگاهها را با حوزه و قبرستان در هم آميزد، آخوندهاي با عمامه و بيعمامه خود را به رياست دانشگاهها ميگمارد تا مجلس روضهخواني و سينهزني در دانشگاه بهراه بيندازند و ...
از يک طرف، د رچنين شرايطي، با افزايش خفقان و سرکوبي، نيروي محقق و متبحر انساني مجبور به ترک کشور شدهاند و از اين طريق هر سال دهها ميليارد دلار به کشور زيان وارد شده است. از طرف ديگر رژيم، محققين باقي مانده در کشور و کليه امکانات علميتخصصي کشور را عمدتاً در جهت اهداف هستهيي خودش سوق داده و در خدمت آن قرار داده است. ظرف 20سال حدود 30ميليارد دلار از پولهاي مردم ايران را براي اهداف خطرناک هستهيياش خرج کرده است.
درمقابل نزديک به 80 درصد از مردم ايران در زير خط فقر هستند. مردم از نبود پوشش بهداشتي جان ميسپارند، زنان و دختران ايران فروخته ميشوند، کارگران به خاطر حقوق اوليه خود زنداني ميشوند، بيماريهاي رواني در ايران گسترش وسيعي يافته است، 10 در صد مردم را در دام اعتياد انداختهاند، آمار خودسوزي در ايران رتبه اول را دارد، بالاترين تعداد اعدام نسبت به جمعيت در ايران جريان دارد، آخوندها و پاسداران جنايتکار سنگسار ميکنند، چشم در ميآورند و دست و پا قطع ميکنند. خانوادههاي چند نفره به خاطر نبود ضروريات اوليه دسته جمعي خودکشي ميکنند و دهها و صد ها بلا و مصيبت اجتماعي ناشي از آخوندهاي جنايتکار، هم چون اختاپوس روي جامعه ما افتاده است.
اکنون اين رژيم ميخواهد به سلاح هستهيي نيز مجهز شود تا بقاي خود را تضمين نمايد وبه سرکوب بيشتر مردم ادامه دهد و ايران و مردم ايران را در معرض يک جنگ ديگر قرار دهد. غنيسازي و راهاندازي راکتور از نوع چرنوبيل در بوشهر، از يکطرف مردم ما را در معرض حوادث سهمگين احتمالي چون چرنوبيل قرار ميدهد و از طرف ديگر رژيم جنگ طلب با در اختيار داشتن اورانيوم غنيشده و موشکهاي ميانبرد و دوربرد با جنگطلبيهايش، ايران و مردم ايران را در معرض يک جنگ ديگر با خرابيهاي بسيار و تلفات سنگين قرار ميدهد.
بايد همزمان با جنبش مقاومت، همصدا با مجاهدين و شوراي ملي مقاومت، در داخل و خارج کشور عليه پروژه هستهيي ضدملي رژيم برخاست و بر رژيم شوريد تا جلو ماجراجوييهاي هستهيياش گرفته شود و مردم ايران را از جنگ و فاجعههاي آن، نجات يابند. بايد جلو جنگطلبيهاي رژيم ايستاد و براي تحقق راه حل سوم ارائه شده توسط خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت، کوشيد.
با سرنگوني اين رژيم ضدايراني و حاکميت مردم، محققين و دانشمندان ايراني به ايران باز ميگردند، استعدادهاي ايرانيان شکوفايي خود را درجهت پيشرفت واقعي و رفاه اجتماعي مردم ايران به کار خواهد گرفت. به اميد رسيدن هر چه سريعتر آن روز.
اخبار واطلاعات تكميلي خودتان را برايمان ارسال كنيد.
